امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

با این پست نشونتون میدیم که چطوری صفحه وبتونو برای سئو بهینه کنید. با این راهنما میتونید رتبه بهتر و در نتیجه ترافیک طبیعی بیشتری کسب کنید. با دارکوب همراه باشید تا ببینید دقیقا چطوری میشه این کارو کرد.
اجازه بدید اول یه نگاهی به محتوای این مقاله بندازیم تا اگه یکی از مباحث نظرتونو جلب کرد بتونید مستقیم به همون قسمت برید. چون قراره در مورد همه مسائل مختلف بحث کنیم بد نیست وقتی میخواهید یه صفحه رو بهینه کنید، یه نگاه کلی هم به این مقاله بندازید. ارزششو داره.

 

آیا بهینه سازی درون-صفحه هنوز مهمه؟

سئوی درون-صفحه هر روز بیشتر زیر سایه عوامل برون-صفحه پنهان میشه اما هنوزم نمیشه بگیم کلا دیگه اهمیتی ندارن. اگه سئوی درون-صفحه درست انجام بشه، یه زیربنای درست و حسابی برای سایتتون درست کردید.
تو این مقاله برای اینکه مطالب رو ساده تر کنیم، یک صفحه رو تنها در نظر میگیریم. حالا بر اساس اینکه این صفحه در مورد چیه، میتونیم تعیین کنیم که میخواهیم برای چه کلماتی رتبه بگیریم. اینطوری اون ارتباطی که گوگل میخواد عناصر مختلف صفحه با هم داشته باشن هم بدست میاد.
برای مثال بیایید همین صفحه رو با هم تحلیل کنیم. به نظر من بهترین روش اینه که از بالای صفحه شروع کنیم و همینطور بریم پایین. اینطوری همه چیز سازمان یافته است و چیزی از قلم نمیفته. بالاترین بخش صفحه آدرس صفحه (URL) است. بیایید اول URL رو سئو کنیم.

بهینه سازی URLها

خیلی وقتها URL صفحه رو دست کم میگیرن، در صورتی که URL روی صفحه نتایج گوگل دیده میشه و از نظر کلیدواژه هایی که توش بکار میره ارزشمنده.
وقتی آدرس صفحه روی صفحه نتایج گوگل دیده میشه، تو سرچ های طبیعی میتونه جزئی از تبلیغ سایت محسوب بشه و روی اینکه مردم روی سایتتون کلیک بکنن یا نکنن اثر مستقیمی بذاره. دقت کنید که گوگل URLهای طولانی رو کوتاه میکنه تا ظاهر صفحه مرتب بمونه. اگه آدرس صفحه طولانی باشه، گوگل قسمت وسطش رو حذف میکنه و فقط قسمتهای مهم رو برای کاربر نمایش میده.

خوانایی URLها

URLتون باید طوری باشه که کاربرها هم بتونن بخونن و معنی بده. لازم نیست حتما انگلیسیتون عالی باشه، فقط کافیه طوری باشه که با یه نگاه بشه حدس زد که صفحه در مورد چه چیزیه. برای اینکه مطمئن بشید آدرس خوبی انتخاب کردید، ببینید آیا آدرس صفحه، عنوان صفحه رو منعکس میکنه.
مثلا اگه URL صفحه ای به صورت زیر باشه:
https://sitedar.com/blog/498-backlink-impact-on-seo.html
به قسمتهای زیر میشه تقسیمش کرد:
https://sitedar.com             دامنه
/blog                       طبقه بندی
498-backlink-impact-on-seo       صفحه
ممکنه تو آدرس سایت، بین اسم صفحه و طبقه بندی یک یا چند عبارت دیگه هم قرار بگیره که اونها میشن طبقه های فرعی.
بعضی از سیستم های مدیریت محتوا مثل وردپرس به طور پیشفرض برای URLها از اعداد استفاده میکنند، یعنی وقتی یه صفحه ساخته میشه یه کد عددی بهش اختصاص میدن که تو URL میاد. از نظر سئو خب اگه نباشه بهتره، چون قراره برای آدما قابل خوندن باشه. خوشبختانه تغییر دادنش هم ساده است. فقط کافیه از گزینه پیوند یکتا (پرمالینک) URLها رو از اعداد به کلمات تغییر بدید.
سعی کنید آدرس صفحه هاتون کوتاه باشه. کلمات زیادی توش نذارید. سه چهارتا کلمه باشه خوبه ولی مهمتر از تعداد اینه که خودتون حس کنید معمولیه. میتونید به جای اینکه روی تعداد تمرکز کنید، از کلمات کوتاه ولی با تعداد بیشتر یا از کلمات طولانی به تعداد کمتر استفاده کنید. فقط مواظب باشید که واضح باشه و کلیدواژه های اصلی صفحه توش بکار رفته باشه و به صفحه بخوره.

طبقه بندی و ساختار سایت

گوگل برای اینکه ارتباط محتوای صفحه رو با سایت در نظر بگیره، به جایگاه صفحه در سایت هم نگاه میکنه. این کار از طریق ساختار سایت انجام میشه، اینکه صفحه زیر کدوم طبقه قرار گرفته میتونه به بهتر رتبه گرفتن صفحه برای یه عبارت خاص کمک کنه. برای نام گذاری طبقه بندی ها و طبقه های فرعی سایتتون از کلیدواژه ها استفاده کنید تا برای صفحاتی که زیر اون طبقه قرار میگیرند خوب باشه.

باید در URL از آندرلاین استفاده کنم یا هایفن؟

باید ببینیم کدوم برای سئو بهتره. خوشبختانه تو این مورد بین علما اتفاق نظر هست. خوبیش اینه که اگه یه عبارت داشته باشید، چه از هایفن (-) برای جداسازی کلمات استفاده کنید و چه آندرلاین (_) اثرش خیلی کمه. بهترین کار اینه موقع ساخت صفحات تصمیمتونو بگیرید تا همه یکدست باشند، اما اگه دیگه کار از کار گذشته و سایتتونو خیلی وقت پیش ساختید و حالا نظرتون عوض شده، توصیه نمیکنم برگردید و آدرس صفحات قبلی رو تغییر بدید. با هر تغییر آدرس باید یه ریدایرکت هم انجام بدید که ارزششو نداره.

بهینه سازی عناوین صفحات

بعد از URL اگه از روی صفحه یکم بیاییم پایینتر به عنوان صفحه میرسیم – یکی از عوامل سئوی درون-صفحه که بیشترین سوء استفاده ها ازش شده. عنوان صفحه عنصریه که مهمترین توازن رو بین خوانایی و سئو میتونه بوجود بیاره.
اجازه بدید یه نگاهی به نحوه نمایش عنوان صفحه سایتتون روی گوگل بندازیم. مثلا همین صفحه رو تو نوار جستجوی گوگل سرچ کنید تا تو نتایج ظاهر بشه. اگه تو نوار جستجو بنویسید info و بعدش URL صفحه رو بنویسید، بدون هیچ شخصی سازی نتیجه رو براتون نمایش میده.
حالا اجازه بدید تکه تکه بررسیش کنیم:

گوگل تا چند کلمه از عنوان صفجه رو نمایش میده؟

اگه عنوان صفحه ای طولانی باشه، قسمت پایانی عنوان بریده و به جاش چند تا نقطه گذاشته میشه. علتش اینه که تعداد کاراکترهایی که میشه برای عنوان بکار برد یه محدودیتی داره و اگه از اون حد مجاز بیشتر بشه، گوگل نمیتونه نمایشش بده. این هم به نوع نتایج و تعداد کاراکترهایی که استفاده میکنید بستگی داره. چون فضایی که گوگل روش نمایش داده میشه بر حسب پیکسلِ (512 پیکسل برای عنوان فضا در نظر گرفته). بنابراین اگه از حروف پهن تری استفاده کنید، کاراکترهای کمتری میتونید بکار ببرید.
اگه طراح وب نباشید نمیتونید پیکسلی فکر کنید و بنابراین براتون راحتتره که کاراکتری فکر کنید. من همیشه حد وسط رو توصیه میکنم، یعنی حدود 69 کاراکتر. باید بتونید عنوانتونو تو 69 کاراکتر جا بدید.

چطور از کلیدواژه ها در عنوان صفحه استفاده کنم؟

تنها عنصر مهم درون-صفحه برای کلیدواژه ها، عنوان صفحه است (به شرطی که متن رو جزء عناصر در نظر نگیریم). باید سعی کنید عبارتهای کلیدی رو تو عنوان بیارید و اون مهمترها رو هم اول بیارید. مثلا به عنوان این صفحه نگاه کنید:
سئوی صفحات وبسایت برای گرفتن رتبه بهتر در گوگل – طراحی وب سایت دارکوب
همونطور که میبینید ما تنظیمات CMSمون رو تغییر دادیم تا برندمون هم به انتهای عنوان صفحه اضافه بشه. اینطوری اگه عنوان طولانی باشه، روی گوگل آخرش حذف میشه که اهمیت کمتری داره. بعضی از سیستمها برند رو اول عنوان میذارن. من توصیه نمیکنم، چون اینطوری فضایی که در اختیارتون قرار گرفته رو با یه عبارت تکراری و کم ارزش پر میکنید، اما وقتی کلیدواژه های صفحه در اول عنوان بیان ارزشش بیشتر از وقتیه که آخرش بیان.
میتونید از فرمت "چطور ... کنم؟" برای عنوان استفاده کنید، چون خیلی از کاربرها موقع سرچ کردن با این شیوه سرچ میکنند و برای همین اینطوری میتونید ترافیک طبیعی بیشتری جذب کنید. اگه میخواهید بازدیدکننده های جدیدی به سمت سایتتون بکشونید، باز هم این فرمت جواب میده. میتونید با ابزار Wordtracker Keyword Tool ببینید مردم تو زمینه کاری شما بیشتر چه مدل سوالهایی رو سرچ میکنند و برای انتخاب عنوان از همونها استفاده کنید.
عنوان این صفحه خیلی خوب همه عوامل مؤثر در سئو رو با هم ترکیب کرده تا بتونه برای عبارت "سئوی صفحات وبسایت" رتبه بگیره. کاراکترهای اضافه ای که به این عنوان اضافه کردم هم برای بهتر رتبه گرفتنه. وقتی کلیدواژه های بلندبالا و طولانی تری استفاده کنید بهتر ترافیک میگیرید، روی صفحه نتایج هم بهتر خونده میشید.

ظاهر عنوان صفحه در نتایج جستجو باید خوب باشه

این هم یکی از دلایل اهمیت عنوان صفحه است. چون عنوان صفحه هم روی صفحه نتایج گوگل ظاهر میشه و بخشی از تبلیغ سایتتون به حساب میاد و میتونه به جلب شدن نظر کاربرها و کلیک گرفتن صفحه کمک کنه. میبینید که فقط جایگاه صفحه بین نتایج نیست که میتونه به کلیک گرفتن و افزایش ترافیک صفحه کمک کنه، بلکه جذابیت ظاهری صفحه روی صفحه نتایج هم مؤثره.
مردم وقتی چیزی سرچ میکنند، دنبال صفحه ای میگردند که حاوی اطلاعاتی باشه که میخواستند. این اطلاعات میتونه یه محصول مشخص باشه یا اطلاعاتی در مورد محصول یا هر چیز دیگه ای. چیزی که مهمه اینه که فرد سرچ کننده دنبال قسمتهای مهم خواسته اش میگرده. پس باید حتما تو عنوان صفحه به وضوح نشون بدید که محتوای این صفحه چه چیزهایی رو در برمیگیره. به عبارت ساده تر، کاربر قراره روی این صفحه در مورد چه چیزهایی بخونه.
اگه سئو رو در نظر نگیریم، عنوان این صفحه این میبود:
"یک راهنمای عالی برای بهینه سازی یا سئوی یک صفحه وب از دارکوب"
و بعد به سوالاتی که معمولا ازمون میپرسن، جواب میدادیم. اما ما با وارد کردن عبارتهای کلیدی تو عنوان بین دو عاملِ سئو و کلیدواژه یه توازن ایجاد کردیم.

چطور توصیفات صفحه رو بهینه کنیم تا نرخ کلیک صفحه بالا بره؟

میتونیم به طور قطع بگم هنوز هم کسایی هستن که هنوز فکر میکنند توصیفات صفحه روی رتبه بندی اثر داره. همونطور که بارها هم تو پستهای دیگه گفتیم، سالهاست ثابت شده که اثر نمیذاره. اما میتونه با اثرگذاری روی نرخ کلیک، به طور غیرمستقیم یه تأثیر ثانویه داشته باشه، اما جزء عوامل سئو بحساب نمیاد (یا حداقل گوگل نمیخواد بپذیره).
احتمالش هست که گوگل نخواد بگه بالا رفتن نرخ کلیک هم جزء عوامل رتبه بندی محسوب میشه، چون با وجود تیم های پراکسی و توسعه نرخ کلیک اون هم با قیمت های ارزونشون، کلیک گرفتن با ترفند و حقه زیاد میشه و برای گوگل دردسر درست میشه.
پس میپذیریم که نرخ کلیک روی رتبه بندی اثر نداره. اما روی گرفتن ترافیک بیشتر اثر میذاره. بنابراین باید تا جایی که امکان داره تبلیغی رو که روی صفحه نتایج میفرستید بهینه کنید تا بیشتر کلیک بگیرید.
اینجا باید از اصل ظ.م.س. استفاده کنید.
ظ برای ظاهر: کلا چیه
م برای مزیت: دقیقا چی کار میتونه بکنه
س برای سود: چرا چیز خوبیه
من معمولا موقع ساختار بندی محتوا، این مثالو تو ذهنم میارم:
ظاهر: این قایق از فایرگلس مقاومی ساخته شده
مزیت: بنابراین هرگز نمیشکنه و سوراخ نمیشه
سود: یعنی میتونید سریعتر از قبل حرکت کنید
بعد از این، وقتشه که یه درخواست برای اقدام هم بذارید.
ممکنه توصیف صفحه، مقدمه صفحه هم در نظر گرفته بشه. چون سیستمهای مدیریت محتوا معمولا از یک محتوا برای تولید توصیف و گزیده استفاده میکنند. یعنی باید علاوه بر صفحه نتایج، ظاهر توصیف صفحه رو روی خود صفحه اصلی هم در نظر بگیریم.
اینجا هم مثل عنوان صفحه از نظر طول محدودیت وجود داره. اما یکم فضای بیشتری در اختیارمون هست، یعنی حدود 156 کاراکتر. اینجا هم محدودیت مطلق نیست ولی این تعداد کاراکتر به نظر من یه مقدار معمولیه.

بهینه سازی تیترهای صفحه

تیترهای صفحه هم بعنوان عنصر طراحی بکار میرن و هم عنصر سئو. تیتر هنوز هم یه عامل فعال و مرتبط در رتبه گرفتن صفحه است. اما میزان اهمیتش کم شده. اینجا هم توصیه نمیکنم تیترهای قبلی رو تغییر بدید، فقط در صورتی که تازه دارید محتوا رو مینوسید این قوانین رو توش بکار ببرید وگرنه به تیترهایی که قبلا نوشتید دست نزنید.
اگه میخواهید متنی که بین محتوای صفحه اومده به عنوان تیتر به حساب بیاد، باید تو کدهای صفحه بهش یه تگ heading اضافه بشه. اونوقت به طور خودکار، ظاهر تیتر به تیترها اعمال میشه و فونتش از فونت محتوا بزرگتر میشه.
کدی که باید استفاده بشه یه تگ heading است. یه قطعه از html که دور محتوا پیچیده. به این صورت که یه تگ به صورت <h1>  باز میکنید و با </h1> میبندید. میتونید تا دلتون میخواد تیترهای مختلف داشته باشید، اما معمولا 3 تا 6 تا بیشتر نمیذارن. تیترهای فرعی که مستقیما زیر تیتر اصلی قرار میگیرن (h2) باید با تگ <h2> نشون داده بشن. به همین ترتیب زیر مجموعه های h2 رو با تگ <h3>، زیر مجموعه های h3 با تگ <h4> و الی آخر نمایش داده میشن.
گوگل میدونه از تیترها برای گذاشتن خلاصه مبحث استفاده میکنن، یعنی این تیترها هر کدوم حکم یه عنوان کوتاهِ میان متنی رو دارن و گوگل به کلماتی که تو این تیترها بکار میبرید اهمیت زیادی میده. کلماتی که تو تیترها نوشته میشن با کلماتی که جاهای دیگه متن نوشته میشن یکی نیستند و ارزششون بیشتره، بنابرای باید با دقت انتخاب بشن.
چون تیترها روی صفحه نتایج گوگل نمایش داده نمیشن، اینجا محدودیتی برای تعداد کاراکترها نداریم و دیگه بستگی به شما داره که میخواهید چی بنویسید. من همون چیزی رو نوشتم که هر مبحث میخواسته بگه، یعنی مثل عنوان های شفاف و دقیق برای بخش های کوتاه تر درون صفحه. تیترهایی که اعداد بالاتری دارند بعنوان بخش های اصلی و تیترهایی که اعداد پایینتری دارند به عنوان بخشهای فرعی تر در نظر گرفته میشن.
خوانایی محتوای درون صفحه هم اثر مهمی داره، بنابراین حتما اطمینان حاصل کنید که محتوا به خوبی قابل خوندن باشه. برای تیترها هم میتونید از عبارتهایی که میخواهید براشون رتبه بگیرید استفاده کنید. به تیترهایی که من تو این مقاله استفاده کردم نگاه کنید. مثلا تیتر این بخش "بهینه سازی تیترهای صفحه" است. من برای انتخاب تیتر با خودم فکر میکنم اگه کسی بخواد برای همچین چیزی سرچ کنه، چه عبارتی تو نوار جستجوی گوگل مینویسه. اینطوری خیالم راحته که کلیدواژه هام برای سرچ مناسبند.

چطور محتوای صفحه رو بهینه کنیم تا رتبه بهتری بگیریم

بزرگترین و مؤثرترین عامل درون-صفحه تا حالا محتوا بوده. علاوه بر بکار بردن کلیدواژه های درست، محتوا باید کیفیت بالایی هم داشته باشه، به عبارت دیگه چیزایی بنویسید که مردم دنبالشن و میخواد بخونن، اطلاعاتتونو با مردم به اشتراک بذارید و به صفحات به درد بخور لینک بدید. اگه فقط همین ترفند رو بکار ببرید، نصف بیشتر راهو رفتید.
دارکوب مقاله های زیادی درباره سئو و بهینه سازی محتوا داره، بنابراین اینجا دیگه تکرار مکررات نمیکنم. اما اجازه بدید ببینیم از نقطه نظر سئو باید چه کارهایی برای محتوا انجام بدید.

کلیدواژه های درون محتوا

کلیدواژه ها خیلی مهمند، چون این کلیدواژه ها هستند که مشخص میکنند موتورهای جستجو چطوری چیزی رو که مردم سرچ میکنند به محتوای صفحه ارتباط میدن و تصمیم میگیرن که اون صفحه برای اون سرچ ها رتبه بگیره. در واقع کلیدواژه ها پلی هستند که نیت کاربر سرچ کننده رو به اطلاعات نمایش داده شده در صفحات سایت وصل میکنند. باید کلیدواژه هایی رو که میخواهید براشون رتبه بگیرید تو 100 کلمه اول محتوای صفحه بیارید.
کلیدواژه های اصلی که مهمترند و کلیدوازه های فرعی تر باید هردو دسته تو متن محتوا بکار برن. اما مواظب باشید که کیفیت متن رو فدای کلیدواژه ها نکنید. به علاوه اگه حس کردید دارید کلیدواژه ها رو به زور تو صفحه میگنجونید، نشون میده احتمالا کلیدواژه هاتونو درست انتخاب نکردید. گوگل به مفهوم کلی صفحه نگاه میکنه. بنابراین اگه کلیدواژه هایی رو انتخاب کنید که برای صفحه مناسب نیستند، خیلی سودی براتون نداره.
اگه میخواهید بیشتر در مورد نحوه کاربرد کلیدواژه ها بدونید از پستهای "آنچه باید درباره کلیدواژه ها بدانید" و "رتبه گرفتن در گوگل با سئوی کلیدواژه ها" استفاده کنید.

ارتباط کلیدواژه ها

نحوه ارزیابی گوگل از کلیدواژه ها علاوه بر موقعیت قرار گرفتن کلیدواژه ها به نحوه ارتباطشون با همدیگه هم ربط داره. قبلا این موضوع مطرح بود که کلیدواژه هر چند کلمه یکبار در متن تکرار میشه. اما سایتهایی که این مسئله رو رعایت میکردند، نهایتا یه تجربه کاربری ضعیف برای خواننده بوجود میاوردن. گوگل هم برای همین روششو تغییر داد و یکم هوشمندانه تر رفتار کرد. حالا گوگل محتوا رو به بخشهای کوچیکتر میشکنه و به ارتباط بین کلمات و نحوه استفاده از کلمات نگاه میکنه. پس شما هم به نحوه ارتباط کلمات کلیدی با کل محتوا و اطلاعات درون صفحه توجه کنید.
وقتی محتوا رو در راستای عنوانی که انتخاب کردید پیش ببرید و در هر صفحه فقط حول یک محور که همون عنوان باشه مانور بدید، میبینید خود به خود یه محتوایی بوجود میاد که توش کلیدواژه ها با هم ارتباط مستحکمی برقرار کرده اند. گوگل هم متوجه میشه که این صفحه راجع به چی نوشته شده و بنابراین برای همون موضوع بهش رتبه میده.

طول محتوا

بهتر اینه که حداقل 500 کلمه محتوا روی هر صفحه داشته باشید، اما همیشه هم نمیشه، به خصوص اگه ملاحظات طراحی یا CRO هم داشته باشید. یه صفحه تنها باید اهداف زیادی رو پوشش بده که رتبه گرفتن فقط یکی از اون اهدافه. اهداف مختلفی رو که صفحه تون دنبال میکنه در نظر بگیرید و ببینید رتبه گرفتن برای عبارتهایی غیر از برند یا برای سرچ های طولانی چه درجه اهمیتی براتون داره.
هرچی رتبه گرفتن برای عبارتهای گسترده تر براتون مهمتر باشه، باید تمرکز بیشتری روی محتوا داشته باشید. معمولا برای صفحه اصلی کسی نمیخواد برای عبارتهای متنوعی رتبه بگیره چون احتمالا میخواهید روی کلیدواژه های اصلی که از بقیه مهمترند تمرکز کنید. اگه یه صفحه اطلاع رسانی باشه، مثل همین صفحه، اونوقت محتوا مهمتر میشه.

بهینه سازی تصاویر برای سئو

دوباره اینجا هم توصیه نمیکنم که برگردید و عکسهای محتواهای قبلی رو بهینه کنید. اونقدری براتون فایده ندارید که به وقتی که ازتون میبره بی ارزه. اما اگه تازه میخواهید یه محتوای جدید ایجاد کنید، باید این قوانین رو بکار ببندید.
چند تا چیز در مورد تصاویر هست که باید درست بهینه بشن. اولین چیز اسم فایل عکسه. اسمی که انتخاب میکنید باید توصیفی و خاص باشه. طبق تجربه من، اگه عادت کنید پوشه ها رو درست اسم گذاری کنید، خیلی به کارتون میاد. اگه بخواهید از لپ تاپ من یه عکس برای یه مقاله انتخاب کنید، چون همه پوشه ها خوب اسم گذاری شدند خیلی راحت میتونید یه عکس مناسب پیدا کنید.
هر عکس یه توضیح هم داره که روی عنوان عکس و آلت تگ نوشته میشه. عنوان و آلت تگ دو تا عنصر HTML اند که درباره عکس اطلاعات متنی ارائه میدن. من ترجیح میدم فقط آلت تگ ها رو پر کنم و قسمت عنوان رو خالی بذارم. عنوان برای اینه که یه اسمی به عکس بده ولی آلت تگ باید عکس رو توصیف کنه. آلت تگ از نظر دسترس پذیری عکس هم اهمیت داره. برنامه هایی که صفحه نمایشگر رو میخونن، وقتی به عکس میرسند قسمت آلت تگ رو میخونن تا عکس رو برای کاربر توصیف کنند. (معمولا افراد نابینا برای استفاده از وب از این برنامه ها استفاده میکنند).
حتما دقت کنید که آلت تگِ عکس حاوی کلیدواژه هایی مرتبط با اطلاعات درون صفحه باشه. گوگل از محتوای مربوط به عکس استفاده میکنه تا بفهمه اون عکس برای چه هدفی بکار رفته. پس حتما دقت کنید که همه چیز به خوبی با هم گره بخورند و روی یک موضوع واحد تمرکز داشته باشند.

لینکهای خارجی

نه تنها کسی که به شما لینک میده مهمه بلکه اینکه به کجا لینک میده هم اهمیت داره و میتونه هم روی ارتباط صفحه اثر بذاره و هم روی اعتبارش. اگه شما از محتواتون به سایتهای دیگه ای که مرتبط با اون موضوع اند لینک بدید، نشون میده که محتوای اون صفحه به عبارتهای انتخاب شده ربط داره.
اما لینک دادن به سایتهایی که کیفیت پایینی دارند، برای گوگل سیگنالهای منفی میفرسته. حتی لینکهای نوفالو به سایتهای بی کیفیت هم میتونن به رتبه صفحه خسارت وارد کنند.

فلش و سئو

گوگل از فلش خوشش نمیاد. در اصل خیلی ها خوششون نمیاد. علت اصلیش هم اینه که از نظر امنیتی ریسک داره. وقتی مرورگرتون داره یه برنامه فلش لود میکنه، انواع آدم بدها میتونن با استفاده از اون فلش، دستگاهتونو آلوده کنند. خیلی ها (از جمله خودم) از مروگرشون فلش رو به طور پیشفرض خاموش کردند. الآن دیگه HTML5 اومده و جایگزین خیلی از عملکردهای فلش شده. به لطف HTML5 حتی تبلیغات هم دیگه نیازی به فلش ندارند. تبلیغات گوگل هم دیگه تو همین ماههای اخیر اجازه آپلود و نمایش تبلیغات فلش به کاربرها نمیدن.
همین که گوگل طرفدار فلش نیست کافیه. جدا از دسترس پذیری و مشکلات امنیتی، صفحات فلش هیچ URLی هم ندارند و گوگل نمیتونه بهشون دسترسی داشته باشه و محتواشونو شناسایی کنه. متن درون فلش میتونه فهرست بندیبشه اما با ظهور گوشی های هوشمند که از فلش پشتیبانی نمیکنند، گوگل فعالانه سعی داره سرچ هایی رو که روی موبایل انجام میشه از سایتهای فلش دور نگهداره
دیگه دلیلی نداره از فلش روی سایتتون استفاده کنید. شاید ساختن یه سری چیزها با فلش ارزونتر از HTML5 دربیاد اما حتما یه دلیلی داره که توسعه دهنده های فلش این روزها قیمتهاشونو انقدر پایین آوردند. بهترین راهِ بهینه کردن سایت فلش اینه که با HTML5 بازسازیش کنید.

کارایی

با توجه به اینکه الگوریتم بخشهایی مثل قالبهای صفحه رو به این موضوع اختصاص داده و بروزرسانی هاش به طور خاص کارایی رو هدف گرفته اند، دیگه داره تبدیل به بخش جدانشدنی سئو میشه. از نظر گوگل وقتی تجربه کاربری یه سایتی ضعیف باشه یعنی تجربه سرچ کاربر پایین میاد و در نتیجه کسب و کار گوگل کم میشه.

سرعت بارگذاری صفحه

اگه صفحات سایتتون یه قرن بعد لود میشن، برای کاربر تجربه کاربری ضعیفی خواهند داشت و احتمالش زیاده که کاربر قبل از اینکه صفحه به طور کامل لود شه دکمه برگشت رو بزنه و به صفحه نتایج جستجو برگرده تا یه سایت دیگه رو انتخاب کنه. گوگل هم میدونه صفحاتی که سرعتشون پایینه، تجربه کاربری ضعیفی دارند و برای همین سرعت لود (بارگذاری) رو جزء عوامل رتبه بندی گذاشته.
گوگل تو دستورالعملهای توسعه دهنده اش گفته اگه صفحه ای نمره سرعت بارگذاری صفحه اش از 85 بیشتر بشه، یعنی عملکرد صفحه خوبه. پس اینجا منطقیه اگه بگیم سرعت صفحه یه حد آستانه ای داره که باید از اون حد بالاتر باشید ولی اینطور نیست که هرچی نمره سرعت صفحه بالاتر باشه یعنی رتبه اش هم بالاتر میشه.
برای گواه این ادعا هم متن زیر رو عینا از صفحه توسعه دهنده گوگل ترجمه کردم:
"نمره سرعت صفحه بین 0 تا 100 متغیره. نمره بالاتر بهتره و نمره 85 و بالاتر از اون نشون میده که صفحه به خوبی کار میکنه".
گوگل برای تعیین میزان سرعت صفحه چند روش مختلف داره. یکیش تست آگنوستیک شبکه است که از عواملی مثل موقعیت یا سرعت کانکشن که میتونن روی سرعت لود اثر داشته باشند چشم پوشی میکنه. این روش شبیه روش Page Speed tool است که برای وبمسترها تهیه شده. یه روش دیگه ای که وجود داره از طریق نگاه کردن به داده هاییه که کاربر از کروم میفرسته. قطعا صفحات برای کاربری که با سرعت 40mb به اینترنت وصل شده خیلی سریعتر لود میشن، نسبت به کاربری که با کانکشن 2mb وصل شده.
با توجه به این عوامل، اندازه گیری سرعت سایت به چند متغیرهای بستگی داره. وقتی چند متغیر با ابزار سرعت سنج صفحه در نظر گرفته بشن، نشون میده این مسئله چقدر از نظر گوگل مهمه.
سرعت بارگذاری دسکتاپ: مدت زمانی که طول میکشه تا صفحه بر روی دستگاه دسکتاپ بارگذاری بشه.
سرعت بارگذاری موبایل: مدت زمانی که طول میکشه تا صفحه بر روی دستگاه موبایل بارگذاری بشه.
سرعت بارگذاری تای بالا: مدت زمانی که طول میکشه تا بخشی از صفحه که بلافاصله به چشم میاد بارگذاری بشه.
سرعت بارگذاری کل صفحه: مدت زمانی که طول میکشه تا کل صفحه بارگذاری بشه.

محل تبلیغات

اگه صفحه تبلیغاتی رو پوشش میده که خوندن یا دسترسی به محتوا رو مشکل میکنه، اثر منفی روی رتبه بندی میذاره. این مسئله برای وبمسترها جزء قسمتهای سخت کاره چون مجبورند بین سود و رتبه صفحه تعادل ایجاد کنند. در نهایت هرچی رتبه صفحه پایین تر باشه، بازدیدکننده های کمتری میگیره اما صفحه فقط از تبلیغاتش میتونه برگشت سرمایه داشته باشه.
خصوصا گذاشتن تبلیغ در تای بالای صفحه مشکل سازه، چون تبلیغات با خود محتوا قاطی میشن. اگه تبلیغات زیادی روی تای بالای صفحه دارید یه بار امتحان کنید و تبلیغاتتونو بیارید پایین صفحه و ببینید چه اثری روی رتبه صفحه میذاره. ترجیح گوگل اول روی محتواست و بعد تبلیغ.
(تای بالا و زیر تا اصطلاحات صنعت نشر و چاپ روزنامه هستند. صفحات روزنامه از وسط تا میشن، قسمت بالایی صفحه اول که تیتر اول روزنامه روش دیده میشه و روی روزنامه قرار میگیره رو "بالای تا" میگن و نیمه پایینی صفحه که زیر قرار میگیره میشه "زیرِ تا". در صفحات وب هم به همین ترتیب، بخشی که در نظر اول به چشم میاد رو بالای تا و قسمتهای پایین صفحه که باید با اسکرول کردن ظاهر بشن زیر تا نامیده میشن).

ساختار صفحه

این مشکل هم مشابه مشکلیه که صفحات پر تبلیغ باهاش مواجهند، گوگل ساختار صفحه رو بعنوان یک کل در نظر میگیره. اگه محتواتون زیر تا باشه براتون مشکلساز میشه. حتما محتوا رو از بالای تا شروع کنید. مثلا اگه بالای صفحاتتون عکسهای بزرگ میذارید، حتما بالای عکس یه تیتر بنویسید.

خوانایی

سر این یکی خیلی نزاع و دعواست. قبلا میگفتن گوگل خوانایی رو تو نتایج سرچ نمایش میده اما الآن دیگه اون اطلاعات از نتایج سرچ افتاده اند. چون خوانایی به عنوان فیلتر سرچ بکار میرفت، خیلی ها شک داشتند که بخواد عامل رتبه بندی باشه. من هم فکر نمیکنم جزء عوامل رتبه بندی باشه یا حتی قبلا بوده باشه.
قبلا گوگل سه سطح (ساده، متوسط، پیشرفته) در نظر میگرفت و برای هر کدوم یه درصدی میداد.
اگه بگیم خوانایی هم یکی از عوامل رتبه بندی بوده، یه مشکل بزرگی پیش میاد. سطح خوب خوندن چیه؟ اگه سایت برای بچه ها باشه، خب سطح پیشرفته دیگه خوب نیست، اما اگه یه مقاله درباره کوانتوم باشه خوبه.
به احتمال زیاد یه حد معیاری برای خوانایی میذارن، با یه محتوایی که به کمک روشهایی مثل عوض کردن کلمات با مترادفهاشون به طور خودکار تولید شده. اینطوری محتوایی که ایجاد میشه یه محتوای جدیده. اگه گوگل بتونه بفهمه یه محتوای خوب چیه، اونوقت معنی میده که بخواد اتوماتیک وار صفحاتی رو که ناخوانا یا ماشینی تشخیص میده حذف کنه.

ترافیک بگیرید – دوره آموزشی سئو از دارکوب

اگه دوست دارید بدونید گوگل چطوری محتوای صفحات رو رتبه بندی میکنه، مقاله گوگل روی سایت شما دنبال چه چیزهاییست رو بهتون پیشنهاد میکنم. این مقاله همه جنبه های سئو رو مورد بررسی قرار داده، از لینکها گرفته تا محتوا. برای سئوی درون-صفحه و سئوی برون-صفحه و سایر اطلاعات مورد نیاز به مقالات قبل دارکوب مراجعه کنید.

info [ at ] sitedar.com
تهران، سعادت آباد، سرو غربی، کوچه آریا، پلاک 4، واحد 7
22083926 - 22085386 - 22082258
طراحی سایت دارکوب | هاست دارکوب | دارکوب نام و علامت تجاری ثبت شده این مجموعه می باشد